تعريف:

كلمه Hazop برگرفته از سه حرف اوليه كلمه Hazard به مفهوم خطر و دو حرف اوليه Operability به معني قابليت عمليات مي باشد . اين تكنيك را مي توان از ديدگاههاي مختلف بشرح زير تعريف كرد:

· روش شناسايي و ارزيابي مشكلاتي است كه مي توانند ريسكي را به افراد و يا تجهيزات تحميل كرده و يا از اثربخشي عمليات جلوگيري كند.

· روشي سيستماتيك و كيفي است كه بر اساس استفاده از كلمات كليدي قرار دارد.

· يك روش خلاقانه براي حل مشكلات با ريشه ايمني و عملياتي است كه بر پايه فعاليتهاي يك تيم چند تخصصي قرار دارد.

· تكنيك شناسايي، ارزيابي و كنترل خطرات برپايه نگرش سيستمي است كه بر اصل استوار زير استوار مي باشد: سيستم زماني ايمن است كه كليه پارامترهاي عملياتي آن نظير فشار، درجه حرارت، ميزان جريان و غيره در حالت طبيعي قرار داشته باشد.

با توجه به تعريف اخير، براي موفقيت آميز بودن نتايج مطالعه، شناسايي دقيق سيستم تحت مطالعه، تعيين كليه پارامترهاي عملياتي و حدود طبيعي و قابل قبول آنها آنهم در شرايط طبيعي و اضطراري و با در نظر داشتن تغييرات قابل تحمل از اهميت حياتي برخوردار است.

بنابراين به اختصار مي توان گفت هدف از اجراي مطالعه شناسايي خطرات بالقوه و مشكلات عملياتي است كه ممكن است در اثر انحراف پارامترهاي عملياتي از شرايط طرح شده در سيستم هاي جديد يا اصلاح شده رخ دهد.

 

زمان اجراي Hazop:

هر چند كه مي توان مطالعه را در كليه فازهاي عمر يك سيستم انجام داد ولي اجراء و استفاده از يافته هاي آن در فاز طراحي بسيار مفيدتر بوده و نتايج آن از قابليت اجرائي بيشتري برخوردار خواهد بود. علاوه بر اين اجراي مطالعه در مرحله اخير از نظر اقتصادي مقرون به صرفه تر بوده و نتايج آن راحت تر توسط مديريت عالي مورد پذيرش قرار خواهد گرفت.

يكي ديگر از مراحلي كه بكارگيري تكنيك در آن مورد تاكيد قرار گرفته است مرحله پس از انجام تغييرات و اصلاحات در سيستم ها است. در اين مرحله بكارگيري تكنيك مي تواند با شناسايي خطرات احتمالي كه از تغييرات ياد شده ناشي مي شوند از وقوع بسياري از رويدادهاي نامطلوب و ناخواسته جلوگيري كند.

 

انواع Hazop:

تكنيك را مي توان بر اساس عنصر سيستمي مورد مطالعه در چهار دسته كلي زير طبقه بندي كرد:

1ـ فرآيندي

اين نوع مطالعه پركاربردترين شكل استفاده از تكنيك محسوب مي شود و همانطوريكه اشاره شد تكنيك براي اولين بار بمنظور ارزيابي سيستم هاي فرآيندي ابلاغ گرديد.

2ـ انساني

يكي از اختصاصي ترين انواع اين تكنيك بشمار مي رود كه اساساً بر روي خطاهاي انساني و نقش آنها در كاهش قابليت اطمينان سيستم ها متمركز مي شود. امروزه با ساخت و معرفي سيستم هاي خودكار، اصلاح شرايط ناايمن و تلاش در راستاي كنترل خطاهاي عناصر محيطي، سخت افزاري و موادي سيستم هاي ايمني، عنصر انساني اين نوع سيستم ها كه وظيفه راهبري و كنترلي را بعهده دارند بعنوان بحرانيترين عنصر مطرح گرديده است كه مي تواند با اعمال ناايمن و خطاهاي انساني سيستم را تا حد شرايط بجراني پيش ببرد. خطاهاي انساني به بخشي از رفتارهاي فرد اطلاق مي شود كه از حدود قوانين و استانداردها تخطي مي نمايند. براي كمك به اجراي Hazop انساني، شناسايي و طبقه بندي خطاهاي انساني از اهميت زيادي برخوردار است. در ساده ترين طبقه بندي سواين و گاتمن خطاهاي انساني را در پنج دسته كلي زير تقسيم بندي كرده اند:

الف) خطاهاي حذف: در اين حالت فرد بنا به دلايل مختلف يك يا چند بخش از وظيفه خود را انجام نمي دهد.

ب) خطاي اجراء: به خطاهائي اطلاق مي شود كه در طي آن فرد وظيفه اي را بطور اضافي انجام مي دهد.

ج) خطاي اعمال نامربوط: در اين حالت فرد در طي تكميل وظيفه خود، فعاليت يا عملي را كه ربطي به وظيفه اصلي او ندارد به مرحله اجراء مي گذارد.

د) خطاي توالي: به خطاهاي گفته مي شود كه فرد همه وظايف خود را بنحو مناسب انجام مي دهد ولي ترتيب آنها را در يك يا چند مرحله رعايت نمي نمايد .

و) خطاي زمانبندي: در اين نوع خطاها شخص همه وظايف خود را بخوبي انجام مي دهد ولي زمان انجام آنها مناسب انتخاب نمي شود بعبارت ديگر وظيفه اي را زودتر و يا ديرتر از موعد مقرر تكميل مي كند.

3ـ دستورالعملي

در اين نوع كه در پاره اي اوقات مطالعه عمليات ايمني(SAFOP) نيز خوانده مي شود دستورالعمل ها و يا بعبارت ديگر شرح توالي عمليات مورد مطالعه و بازنگري قرار مي گيرد.

4- نرم افزاري

نوع ديگري از تكنيك مورد بحث است كه به منظور شناسايي خطاهاي احتمالي در طراحي و توسعه يك نرم افزار بكار مي رود.